
رواج خرافات بین مردم
اگر کف دستت میخارد حتما پول گیرت می آید، قیچی را به هم نزن دعوا میشود، اینقدر ته دیگ نخور شب عروسی ات باران میآید...
اینها تنها بخشی از خرافاتی است که در جامعه امروزی ما در بین برخی مردم رواج دارد و برای گروهی از آدمها اعتقاد به خرافات آنقدر راسخ و قابل اعتماد است که به باور قلبی رسیدهاند.
متوسل شدن به خرافات
با یک نگاه اجمالی میتوان دریافت که خرافات عموما در دل داستانهای قدیمی نهفته است، اما هنوز افرادی هستند که با توجه به قرار داشتن دوران پیشرفت فزاینده فناوریها، به خرافات روی میآورند.
معمولا خرافات آموختنی است و آن چیزی که در ذهن فرد می گذرد ، در نهایت منتج به اثبات فرضیههای قدیمی میشود. اساسا خرافات زمانی اتفاق میافتد که افراد در رویارویی با مشکلات زندگی، سرگردان شدن و ناامیدی، به ناچار به خرافات و یا فالگیرها روی میآورند که از این طریق بتوانند به یک آرامش درونی و اعتماد به نفس برسند.
بزرگتر ها، جلوتر از کوچکترها در قبول خرافات!
گاهی اوقات والدین برای ترساندن کودکانشان از برخی کلمات مثل : اگر شیطونی کنی آقای پلیس شما را زندانی می کند و ... استفاده می کنند، اما در خیلی مواقع بزرگترها دست کمی از کودکان ندارند و خرافاتی از قبیل اینکه اگر شخصی زیاد ته دیگ بخورد شب عروسیاش باران میبارد و یا اینکه اگر کف دست راست آنها خارش داشت به پول میرسند و ... را باور میکنند.
جامعه شناسان گفته اند هرچه سطح فرهنگ جامعه ای پایین تر باشد در آن جامعه خرافه گرایی رواج بیشتری دارد . چون خرافه گرایی امری موهوم و زاییده جهل است و تا زمانی که علم مطلق نصیب بشر نگشته، انسان ها پیوسته گرفتار اوهام و اباطیل خواهند بود.
علم پاسخی به خرافات نمی دهد
مبحث خرافات آنقدر برای برخی افراد قوی و جدی است که ناخودآگاه به دنبال حادثه و یا تایید خرافات مد نظر خود هستند اما آنچه که از واقعیت بر میآید،این است که خرافات صرفا اعتقادات و باورهای شخصی است که با تلقین های مکرر در ذهن شخص، ایجاد میشود و در حقیقت هیچ ذهن منطقی پاسخی برای این خرافات ندارد.
وجود پدیده خرافه گرایی در جوامع
خرافه و خرافه گرایی از دیرباز در هر جامعه ای وجود داشته و همچنان وجود دارد . خرافات در میان ملت ها و جوامع بستگی به نوع تفکر و نگرش و فرهنگ و آداب و سنن آنان دارد ولی آنچه که ممکن است بین جوامع مختلف متفاوت باشد رواج کم یا زیاد بودن خرافات در میان آنان است .
در حقیقت موضوع افراط و تفریط آن است . جامعه شناسان گفته اند هرچه سطح فرهنگ جامعه ای پایین تر باشد در آن جامعه خرافه گرایی رواج بیشتری دارد . چون خرافه گرایی امری موهوم و زاییده جهل است و تا زمانی که علم مطلق نصیب بشر نگشته ، انسان ها پیوسته گرفتار اوهام و اباطیل خواهند بود . بنابراین پدیده مزبور مختص ما نبوده بلکه جوامع قبل از ما نیز با آن درگیر بوده و آیندگان نیز از این امر در امان نخواهند بود !
هم اکنون نیز در کشور های پیشرفته دنیا شاهد گسترش خرافه گرایی می باشیم زیرا فرهنگ عمومی جامعه توسط دانشمندان و عالمان دینی یا فیلسوفان هدایت نمی شود ، بلکه دیگران به صورت شبه دینی و شبه عقلی میدان را به دست گرفته اند . متاسفانه همین جا باید اذعان نمایم که بخشی از خرافه ها با نیت خاصی از کشور های غربی و اروپایی به کشور ما منتقل می شود که کارکرد سیاسی داشته و دارد و مسئولان فرهنگی کشور باید در این زمینه هوشیار باشند و به موقع این توطئه ها را خنثی نمایند.
چرایی گرایش به خرافه گرایی
ناامیدی از رسیدن به آنچه خواست و آرزوی دیرینه یا نه، همین امروز ماست یعنی بعضی اوقات شرایط به گونه ای رقم می خورد تا به خرافه رو بیاوریم و از نیرو هایی نامعلوم کمک بگیریم این پدیده همان گونه که در سطور فوق مطرح شد مختص کشور ها یا برهه زمانی خاصی نیست. حتی طبقات مختلف اجتماعی هم در این مورد به یکدیگر شبیه می شوند.
در مشرق زمین و در کشور های فقیر که افراد نمی توانند به امیال و خواسته های خود در حالت واقعی برسند و از دیگر سو مسئولان هم که توانایی برآورده کردن خواسته های مردم را ندارند گرایش به خرافات بیشتر می شود و هرچقدر مردم از طبقات پایینتر اجتماع باشند و فقیرتر ، به رمل و اسطرلاب اعتقاد بیشتری پیدا می کنند .
فال و فالگیری نتیجه اعتقادات خرافی است. افراد با اعتقادات خرافی بیشتر از دیگران به این فرهنگ رو می آورند هرچند این موضوع در فرهنگ گذشتگان بیشتر قابل مشاهده است به گونه ای که این فرهنگ در افراد قبیله نشین آفریقایی بیشتر از سایر جوامع دنیا مشهور است. باید به این نکته اشاره کرد که تفکر حاکم بر یک محیط بر باور های فردی افراد تاثیر می گذارد و می تواند میزان گرایش و باور مردم به خرافات را کاهش یا افزایش دهد.
از طرف دیگر بشر در زمینه اعتقاد به خرافه سابقه ای به اندازه طول تاریخ دارد و این در ذات بشر به هم هست که هرچند رو به آینده حرکت می کند اما گه گاهی به گذشته باز می گردد !
در آمریکا ، نعل اسب را خوش یمن می دانند و در کشور انگلیس نیز خرافات به شدت رواج دارد . و از گذشته دور شاهد اعتقاد ایرانیان باستان به نیروی مرموزی به نام " مانا " بوده ایم.
ایرانیان باستان اعتقاد داشتند " مانا " در برخی از درختان و جانوران و اشیاء وجود دارد و می تواند باعث نجات افراد یا برآورده شدن حاجات شود !
یکی از موجبات گسترش خرافات تحصیلات کم و آموزش و پرورش ضعیف و صد البته عدم درایت مراکز و مراجع فرهنگی کشور به دلیل ضعف در مدیریت اجرایی در جامعه است. از این نکته نیز نباید غفلت نمود ، کسانی که خرافات را گسترش می دهند صد در صد افراد کم سوادی نیستند بلکه افراد تحصیلکرده هم گاهی از روی آگاهی و گاهی هم از روی ناآگاهی موجب گسترش خرافات می شوند.
![]() |